دانش آموز: آقا اجازه! چرا روز معلم در ايران همسايه ديوار به ديوار روز کارگر شد؟ روز کارگر يک روز جهانی است، روز زنان يک روز جهانی است، در حالی که روز جهانی معلم در مهرماه است نه در ارديبهشت ماه؟ چرا اين روز را برای شما انتخاب کردند؟
معلم: خب دليل اين کار روشن است زيرا معلمان و کارگران در ايران، وجه مشترک زيادی دارند. مثلاً، هر دو گروه، شب سياه مشترکی دارند و همينطور غم مشترکی. هر دو گروه، اگرچه «نان» ندارند ولی، در جامعه «نام»دارند و همين بس است برای همسايهگی.
۱۳۸۹/۰۲/۱۲
۱۳۸۹/۰۲/۰۳
ای بدانديشان!
نام فروغ را از کتاب شعر شاعران ايران، حذف میکنيد؛ با شعر او، پيامی که از نيم قرن پيش، در گوش و جان ماست، چه میکنيد؟ ناسازگاری نام زنی مُدرن، در ليستِ زنستيزان شهر، قابل درکاند و حذف نام فروغ، خارج ز انتظار نبود. اما با حس او، _حس زنانگی او_ که امروز در خيابانهای شهر تکثير میشوند، آنوقت چه میکنيد؟ حسی که به تجربه میدانست و چه زيبا ديده بود، حکومتِ شبپرستان و عاشقان تاريکی را:
«من از نهايت شب حرف میزنم
من از نهايت تاريکی
و از نهايت شب حرف میزنم
اگر به خانۀ من آمدی برای من ای مهربان
چراغ بيار
و يک دريچه که از آن
به ازدحام کوچۀ خوشبخت بنگرم». [سال ١٣٤٠]
«من از نهايت شب حرف میزنم
من از نهايت تاريکی
و از نهايت شب حرف میزنم
اگر به خانۀ من آمدی برای من ای مهربان
چراغ بيار
و يک دريچه که از آن
به ازدحام کوچۀ خوشبخت بنگرم». [سال ١٣٤٠]
۱۳۸۹/۰۱/۲۶
حالا چه بايد گفت؟
چهار سال پيش که رئيس جمهور واقعاً عزيز ما گفته بود که بايد تلاش کنيم تا جمعيت کشور را به مرز ١٢٠ ميليون نفر برسانيم؛ بعضیها به طعنه نوشتند:
حاج محمود، مُخات داغ!
حالا که رئيس جمهور ايران فتيله نرخ رُشد نفوس را مثل نرخ تورّم، بيکاری و غيره بالا کشيد و معتقد است جمعيت کشور را بايد تا مرز ٣٠٠ ميليون نفر برسانيم؛ به نظر شما چه بايد گفت؟ اميدوارم پاسخ محصول فکر و ذهن شما باشد نه وامگرفته از حرف و حديثهای پدربزرگها. آنهايی که زير گوشمان میخواندند: هرکه دندان داد، نان هم میدهد!
حاج محمود، مُخات داغ!
حالا که رئيس جمهور ايران فتيله نرخ رُشد نفوس را مثل نرخ تورّم، بيکاری و غيره بالا کشيد و معتقد است جمعيت کشور را بايد تا مرز ٣٠٠ ميليون نفر برسانيم؛ به نظر شما چه بايد گفت؟ اميدوارم پاسخ محصول فکر و ذهن شما باشد نه وامگرفته از حرف و حديثهای پدربزرگها. آنهايی که زير گوشمان میخواندند: هرکه دندان داد، نان هم میدهد!
۱۳۸۹/۰۱/۱۹
در کنار رودخانه
در کنار رودخانه من فقط هستم
خستۀ درد تمنا،
چشم در راه آفتابم را.
چشم من اما
لحظهای او را نمیيابد.
آفتاب من
روی پوشيده است از من در ميان آبهای دور.
آفتابی گشته برمن هرچه از هرجا
از درنگ من،
يا شتاب من،
آفتابی نيست تنها آفتاب من
در کنار رودخانه.
«نيما»
خستۀ درد تمنا،
چشم در راه آفتابم را.
چشم من اما
لحظهای او را نمیيابد.
آفتاب من
روی پوشيده است از من در ميان آبهای دور.
آفتابی گشته برمن هرچه از هرجا
از درنگ من،
يا شتاب من،
آفتابی نيست تنها آفتاب من
در کنار رودخانه.
«نيما»
۱۳۸۸/۱۲/۲۹
سال نو مبارک!
فرارسيدن سال نو را به خوانندگان عزيز، به هموطنان ارجمند و همه آنانی که نوروز را در جهان پاس میدارند، تبريک میگويم! اميدوارم سالی سبز و پُربار داشته باشيد.
اما يک نکته ويژه در ارتباط با ايران و ايرانيان:
یادمان باشد که نوروز امسال سبزههایمان از هر سال سبزتراست.
یادمان باشد که باران آمد وجود مارا شست.
یادمان باشد که سبز بودیم تمام خزان و زمستان.
سبز بودن را زندگی کردیم.
سبز ماندیم تا بهار آمد!
اما يک نکته ويژه در ارتباط با ايران و ايرانيان:
یادمان باشد که نوروز امسال سبزههایمان از هر سال سبزتراست.
یادمان باشد که باران آمد وجود مارا شست.
یادمان باشد که سبز بودیم تمام خزان و زمستان.
سبز بودن را زندگی کردیم.
سبز ماندیم تا بهار آمد!
۱۳۸۸/۱۲/۱۱
ريگی در کفش دستگيرکنندگان ريگی
1 ـ ظهر سهشنبه، 4 اسفندماه 1388، جمهوری اسلامی خبر دستگيری ريگی را منتشر میکند.
2 ـ عصر همان روز [يک ساعت و چهل دقيقه بعد از اعلام خبر]، از قول وزير کشور مینويسند که عبدالمالک ريگی در خارج از خاک ايران بازداشت شد.
3 ـ شامگاه همين روز، وزرات اطلاعات گزارش متفاوتی را در اين مورد انتشار میدهد. هم اطلاعيه وزارت اطلاعات و هم مصاحبه تلويزيونی وزير اطلاعات حاکی از آن است که: «آقای ریگی با یک هواپیمای شرکت هواپیمایی قرقیز از دوبی عازم بیشکک، پایتخت قرقیزستان بود، اما هواپیماهای جنگنده ایرانی این هواپیما را هنگام عبور از حریم هوایی ایران وادار به فرود کردند و پس از دستگیری آقای ریگی و یکی دیگر از اعضای ارشد جندالله، به هواپیما و سایر مسافران آن اجازه دادند به مسیر خود ادامه دهد».
4ـ شرکت هواپيمايی قرقيز، عصر همين روز با صدور اطلاعيهای، موضوع فرود اجباری در خاک ايران و دستگيری دو تن از سرنشينان را توسط مقامات امنيتی ايران تأييد میکند.
5 ـ روز چهارشنبه 5 اسفندماه، سفير کشور پاکستان در تهران، در پاسخ به پرسش خبرنگاران در اين زمينه گفت: «کشور پاکستان نقش مهمی در اين ماجرا داشت».
6 ـ روز دوشنبه دهم اسفندماه، وزارت خارجه قرقيزستان با صدور اطلاعيهای خبر میدهد که هيچيک از مسافران شرکت هواپيمايی قرقيز، در خاک ايران دستگير نشدهاند.
7 ـ روز سهشنبه 11 اسفندماه، آقای مهمانپرست در پاسخ به اطلاعيه وزارت خارجه قرقيزستان میگويد: «شواهدی در دست است که نشان میدهد عبدالمالک ریگی در هواپیمای مسافربری قرقیز بازداشت شده است».
8 ـ روز... اين ماجرا هنوز دنباله دارد. چرا؟ به اين دليل ساده که چند منبع غيرموثق [که معمولاً خبرهای موثقی را منتشر مینمايند] گفتهاند: «سه تا پنج روز قبل ازعلنی شدن ماجرا، نيروهای امنيتی پاکستان عبدالمالک ريگی را در مرز ايران تحويل مقامات امنيتی ايران میدهند... دولت ايران با شرکت هواپيمايی قرقيز به توافق ميرسند تا در قبال دريافت مبلغی، شرکت هواپيمايی قرقيز رسماً به موضوع دستگيری دو تن از مسافران در خاک ايران اشاره کند. اما گويا اطلاعيه شرکت هواپيمايی قرقيز، اعتراض خلبانان و مهمانداران هواپيما را بدنبال داشت و آنها تهديد به افشاگری کردهاند. وزارت خارجه قرقيزستان نيز با تکذيب خبر دستگيری دو تن از مسافران، ظاهراً میخواهد به افکار عمومی جهان بفهماند که در اين تبانی، وزارت خارجه بیاطلاع بود و هيچ نقشی نداشت.
2 ـ عصر همان روز [يک ساعت و چهل دقيقه بعد از اعلام خبر]، از قول وزير کشور مینويسند که عبدالمالک ريگی در خارج از خاک ايران بازداشت شد.
3 ـ شامگاه همين روز، وزرات اطلاعات گزارش متفاوتی را در اين مورد انتشار میدهد. هم اطلاعيه وزارت اطلاعات و هم مصاحبه تلويزيونی وزير اطلاعات حاکی از آن است که: «آقای ریگی با یک هواپیمای شرکت هواپیمایی قرقیز از دوبی عازم بیشکک، پایتخت قرقیزستان بود، اما هواپیماهای جنگنده ایرانی این هواپیما را هنگام عبور از حریم هوایی ایران وادار به فرود کردند و پس از دستگیری آقای ریگی و یکی دیگر از اعضای ارشد جندالله، به هواپیما و سایر مسافران آن اجازه دادند به مسیر خود ادامه دهد».
4ـ شرکت هواپيمايی قرقيز، عصر همين روز با صدور اطلاعيهای، موضوع فرود اجباری در خاک ايران و دستگيری دو تن از سرنشينان را توسط مقامات امنيتی ايران تأييد میکند.
5 ـ روز چهارشنبه 5 اسفندماه، سفير کشور پاکستان در تهران، در پاسخ به پرسش خبرنگاران در اين زمينه گفت: «کشور پاکستان نقش مهمی در اين ماجرا داشت».
6 ـ روز دوشنبه دهم اسفندماه، وزارت خارجه قرقيزستان با صدور اطلاعيهای خبر میدهد که هيچيک از مسافران شرکت هواپيمايی قرقيز، در خاک ايران دستگير نشدهاند.
7 ـ روز سهشنبه 11 اسفندماه، آقای مهمانپرست در پاسخ به اطلاعيه وزارت خارجه قرقيزستان میگويد: «شواهدی در دست است که نشان میدهد عبدالمالک ریگی در هواپیمای مسافربری قرقیز بازداشت شده است».
8 ـ روز... اين ماجرا هنوز دنباله دارد. چرا؟ به اين دليل ساده که چند منبع غيرموثق [که معمولاً خبرهای موثقی را منتشر مینمايند] گفتهاند: «سه تا پنج روز قبل ازعلنی شدن ماجرا، نيروهای امنيتی پاکستان عبدالمالک ريگی را در مرز ايران تحويل مقامات امنيتی ايران میدهند... دولت ايران با شرکت هواپيمايی قرقيز به توافق ميرسند تا در قبال دريافت مبلغی، شرکت هواپيمايی قرقيز رسماً به موضوع دستگيری دو تن از مسافران در خاک ايران اشاره کند. اما گويا اطلاعيه شرکت هواپيمايی قرقيز، اعتراض خلبانان و مهمانداران هواپيما را بدنبال داشت و آنها تهديد به افشاگری کردهاند. وزارت خارجه قرقيزستان نيز با تکذيب خبر دستگيری دو تن از مسافران، ظاهراً میخواهد به افکار عمومی جهان بفهماند که در اين تبانی، وزارت خارجه بیاطلاع بود و هيچ نقشی نداشت.
اشتراک در:
پستها (Atom)


