۱۳۸۵/۱۰/۱۲

ای جانِ عاشق!

ای جانِ عاشق! از لب جانان ندا شنو
آواز ارجعـی زجهـانِ بقـا شنـو

اى آنكه اهل ميكده را منكرى! بيا
از صوفيانِ صومعه بوى ريا شنو
صوفى كجا و ذوق مىِ صافى از كجا
اين نكته را ز دُرد كَشِ آشنا شنو
از سوزِ عود و نغمه چنگ و نواى نى
شرحِ درونِ خستهء پر درد ما شنو
شرح غم «نسيمى» آشفته، موبه‌مو
اى باد صبح! زآن سر زلف دو تا شنــو
عمادالدين نسيمی

۱۳۸۵/۱۰/۱۱

تصوير: از سايت اخبار روز

سال نـو ميـلادی مبـارک!

۱۳۸۵/۱۰/۰۹

خون را با خون پاک نمی‌کنند!

غازی الياور رئيس جمهور پيشين عراق، دو سال پيش در يک نشست مطبوعاتی اظهار داشت: «تلاش دولت موقت در جهتی است که در طول هفته آينده، قانون عفو عمومی را به اجرا خواهد گذاشت».
روزنامه های معتبر جهان، به نقل از او نوشته بودند: «خون را با خون پاک نمی‌کنند، باور نمی‌کنم چنين چيزی ممکن باشد. بايد قدرت بخشش داشته باشيم!».
خون را با خون پاک نمی کنند! اين پيامی بود به همه روشنفکران منطقه که اگر به‌زعم شما، دولت آمريکا متجاوزگر و غارتگر است؛ آن‌ها تنها صدام را از ما گرفته‌اند. اما در عوض، حکومت‌های شما، زير شعارهای فريبنده مبارزه با تجاوزگران و غارتگران؛ صرف نظر از امنيت، کليه اسناد و ثروت‌های ملی و تاريخی ما را به غارت برده‌اند. ما در صدد انتقام‌جويی نيستيم و ريختن خون دشمنان خود را، واجب و ضروری نمی‌شماريم. در عوض، از شما می‌خواهيم که در گسترش و ترويج چنين فرهنگی، ما را ياری دهيد و در دفاع از مقام ارجمند انسانی و تحقق خواست‌های آنان، با ما همگام شويد!
اکنون بعد از گذشت دو سال، همه ما، اعم از خُرد و کلان، مجبوريم در برابر يک پرسش کليدی‌ـ‌تاريخی، پاسخی منطقی داشته باشيم: که سهم هريک از ما در شعله‌ور شدن آتش جنگ داخلی در عراق، چقدر و تا چه محدوده‌ای بوده است؟

۱۳۸۵/۰۹/۱۸

عليه رشوه

فردا (9 دسامبر) روز جهانی مبارزه با رشوه‌خواری و فساد اداری است.
پرداختن مبلغی ناچيز يا کلان، برای افرادی که بنيه‌ی مالی دارند و می‌خواهند از اين‌طريق در انجام و تحقق نيازها و تقاضاهای خويش شتابی داده باشند؛ ظاهرا و به‌زعم آنان، کاری‌ست بی‌خطر و زيانی را متوجه مردم و جامعه نمی‌سازد. حتا بعضی‌ها آن را وسيله‌ای مطلوب و به‌ترين تاکتيک در رقابت‌های اقتصادی‌ـ‌تجاری و اداری عليه رقبای خود ارزيابی می‌کنند. اما هر دو گروه رشوه‌ده و رشوه‌خوار، در برابر پرسشی که چرا چنين مبادله‌ای پنهانی‌ست و دور از چشمان اين و آن انجام می‌گيرد؛ هنوز و تا به امروز، سکوت کرده‌اند.
بنا به تخمين بانک جهانی، هر ساله بيش از يک‌هزار ميليارد دلار رشوه در سراسر جهان پرداخت می‌شود. اگر بر روی اين مبلغ، رشوه‌های خُرد و دله‌رشوه‌ها را نيز بی‌افزايم، آن‌وقت رقم بدست آمده، مبلغی است که جهان را به وحشت خواهد انداخت. برهمين اساس بود که سازمان ملل‌متحد در سال 2004، بيش از پنجاه‌هزارنفر را در 64 کشور مختلف مورد پرسش قرار داد و می‌خواست از اين‌طريق سنجش بين‌المللی فساد اداری را برای مردم جهان توصيف کند.حضور تک‌تک ما در اين مبارزه، هم مانع از گسترش فرهنگ رشوه‌خواری در محدوده زندگی‌مان خواهد شد و هم نور اميد به زندگی را، دگرباره در دل‌های مردم محروم جهان زنده خواهد ساخت. در مبارزه عليه گسترش فرهنگ رشوه‌خواری و فساد اداری، بی‌تفاوت نباشيم!

۱۳۸۵/۰۹/۱۰

روز جهانی مبارزه با ايدز



بيماری ايدز، نه تنها مانعی مانند مرز و دولت و دين و فرهنگ نمی‌شناسد، بل‌که هر يک از آن‌ها به‌سهم خود، می‌توانند عاملی برای گسترش و ابتلا بشوند. مثلا دولت افريقای جنوبی نسبت به مصرف داروهای ضد ويروسی ترديد نشان می‌دهد و عملا مانعی در برابر مصرف مبتلايان به اين داروست. در سوازيلند، که 56 درصد زنان زير 30 سال مبتلا به ايدز هستند، دولت رسما و دانسته، روز جهانی ايدز را لغو کرده است. دولت آمريکا، شعار استفاده از کاندوم را هنوز يک اصل مهم و بديهی در مبارزه با بيماری ايدز نمی‌داند و تنها استفاده از آن را، در مواقع بسيار ضروری تبليغ می‌کند. در اروپا موضوع ترديد در روابط جنسی؛ در آسيا مسئله فرهنگ و دين؛ در افريقا و آمريکای لاتين، مقوله فقر و عدم آگاهی؛ و ده‌ها مورد خرد و کلان ديگر نشان می‌دهند که مردم جهان، چگونه برلبه‌ی پرتگاه ناامنی مطلق قرار گرفته‌اند.
وجود نيروهای بی‌شمار جوان، پائين بودن سطح زندگی و گسترش رو به افزون فقر، عدم کيفيت وسايل ايمنی از جمله کاندوم، مؤلفه‌های مهمی هستند که می‌توانند موجب گسترش اين بيماری در ايران باشند. اگر نسبت به نيروی نسل جوان، حفظ ثروت‌های ملی و آينده ايران احساس مسئوليت می‌کنيد، توصيه می‌کنم که گزارش سازمان بين‌المللی کار را که به‌مناسبت روز جهانی مبارزه با ايدز، مبنی بر تأثير منفی ابتلايان بر عرضه نيروی کار و نتايج وخيم اقتصادی و انسانی آن در جهان انتشار يافته است، حتما بخوانيد!

۱۳۸۵/۰۸/۲۸

ما و ويتنام

رئیس جمهور امریکا، پرزیدنت بوش، پا به خاک ویتنام گذاشت. ويتنامی که تاریخ‌اش با تاریخ ما همسانی‌های شگفت‌انگیز دارد. گرچه کاری که امریکا با ویتنام کرد صد به یک هم با ایران نکرد؛ با وجود براين از ١٥ سال پیش راه ویتنام از راه ما در رابطه با امریکا جدا شد.
چند روز پیش، وقتی برای شنیدن یکی از سخنرانی‌های آقای خاتمی به مسجد مسلمانان شرق لندن رفته بودم، ایشان در باره مناسبات ایران و امریکا هم صحبت کرد. او به تاریخ مناسبات ایران و امریکا و دیگر چیزها اشاره کرد و نتیجه گرفت که مشکلات در این زمینه ناچیز نیست. من همیشه آقای خاتمی را شخصیتی فرهیخته و دلسوز و صادق یافته و مزیت وی را این دیده‌ام که هم از "ظرفیت‌های مردم ایران" و هم از "ظرفیت‌های سیاست" و هم از "ظرفیت‌های نظام سیاسی موجود" درکی زمینی دارد. آقای خاتمی در نگاه به تاریخ و ارتباط آن با رابطه ایران و امریکا، نه تنها تنها نیست، بلکه تازه از بهترین‌هاست. عموم ملیون ما، اکثر چپ‌های ما، بسیاری روشنفکران ما از امریکا هراسی تاریخی در دل دارند که با افق‌های فردا و رویش زندگی نمی‌خواند و نمیدانم چرا؟
کسانی که به علت سیاست‌های امریکا، به علت وضع زمانه، یا به علت کم خبری، تمام سال‌های سرسبزی و شکوفایی و باروری شان را، چون من، با زندان‌ها و شکنجه‌ها و دربه‌دری‌ها طی کرده‌اند، ممکن است نسبت به امریکا حس نفرت و ترسی فهمیدنی به دل داشته باشند. اما چگونه است که ما نمی‌خواهیم یا نمی‌توانیم درک کنیم که این حس و این نفرت دلیلی ندارد که در وجود دختران و پسرانی که امروز می‌شکوفند، لانه کند. به علاوه چرا ما نبینیم که برای همین جوان‌ها، نمونه رابطه امریکا و ویتنام خیلی دوست‌داشتنی‌تر از نمونه کره شمالی است.
ادامه مطلب را اينجا می‌توانيد بخوانيد.

بايگانی وبلاگ