‏نمایش پست‌ها با برچسب خشونت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خشونت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۵/۱۲/۱۹

خشونت ـ 3

آيا می‌توان مانعِ خشونت ‌شد؟
1 ـ جامعه از افرادی تشکيل شده که هر کدام «حقوق» و «وظايفی» دارند. برای مبارزه با خشونت، قانون و مجازات کافی نيست. بايد هر فرد بفهمد که خودِ او نماينده‌یِ ارزش‌هایِ جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند.
2 ـ اين ارزش‌ها، عبارتند از احترام به زندگی، و احترام به حقوقِ هر فرد، که به صورت عمومی‌تر، همان احترام به انسانيّت است که در هر فردی که با او برخورد می‌کنيم وجود دارد. هيچ‌کس نبايد در برابر خشونت بی‌تفاوت باشد، حتا اگر خشونت برفرد ديگری اِعمال شود.
3 ـ بنابراين هر يک از اهالیِ کشور، برای مبارزه باخشونت وظيفه‌ای به عهده دارد: «همبسته» بودن با ديگران؛ اثبات کردنِ «شعور اجتماعی، تمدن و زندگی جمعی»؛ احترام گذاشتن «به عقايد و شخصيت ديگران»؛ رساندن صدای خشونت ديده، به گوش همه مردم و اعلام خطر کردن؛ تحمّل نکردن بی‌عدالتی، از سویِ هر کسی و عليه هر کسی؛ حسّاس و آگاه بودن به محيط اطراف و دنيای پيرامون در زمينه‌یِ خشونتی که در ساير کشورها رُخ می‌دهد.

برگرفته از کتاب خشونت چيست؟ / اثر ژان باتيست راندو / مترجم، کيان فروزش

۱۳۸۵/۱۲/۰۹

خشونت ـ 2

آيا توسعه باعث رشد خشونت می‌شود؟
1 ـ پيشرفت‌ها، اکتشافات و نوآوری‌های فنی، باعث ساختن جنگ‌افزارهای نيرومند‌تر، دقيق‌تر و مُخرب‌تر می‌شوند. در قرن بيستم، اختراع بمب اتمی، به کشورهايی که امکان ساختن‌اش را داشتند، قدرت می‌داد که شهر يا منطقه يا حتا کشوری را در چند دقيقه نابودکنند. اين قدرت پيش از آن، وجود نداشت.
امروز هم، جنگ‌افزارهای شيميايی و باکتريولوژيک که قادر به کُشتن عده زيادی هستند، و موشک‌هايی که می ‌توانند از فاصله بسيار دور مردم بسياری را نابود کنند، و پيشرفت وسايل حمل و نقل که هرنوع مبادله‌ای را آسان می‌کنند، اسلحه‌های جديدی به‌دست خشونت می‌دهند: قاچاق اسلحه و مواد هسته‌ای (که می‌توان با آن بمب اتمی ساخت) امروز در همه دنيا رواج پيدا کرده و هرکشوری، اگر توان آن را داشته باشد، می‌تواند وسايل لازم، برای نابودکردن همسايه‌اش را بخرد.
2 ـ با اين همه، کشف‌های علمی و فنی، نيستند که به خشونت سود می‌رسانند، بل‌که کاربرد بد و سوءاستفاده از علم و فن، توسط انسان‌ها چنين می‌کنند. برخی نوع‌آوری‌ها باعث رشد بشريت می‌شوند، مانند پيشرفت‌های پزشکی، و برخی ديگر، باعث عقب‌رفتن آن.

برگرفته از کتاب خشونت چيست؟ / اثر ژان باتيست راندو / مترجم، کيان فروزش
خشونت ـ 1

۱۳۸۵/۰۶/۲۹

ساعاتی ديگر سينا اعدام می‌شود!

امروز که خبر را شنیدم، یاد هجده‌سالگی خودم افتادم. چه شور و هیجانی داشتم که زودتر تولد هجده‌سالگی‌ام برسد! هجده سالگی...مجوز ورود به دنیای بزرگسالان، تجربه کردن‌ها، درهای دنیا که به رویت باز می‌شود. سن آرزوها و هدف‌ها... یاد همه آن ایده‌ها، همه ان هدف‌ها، قدم‌هایی که سرشار از انرژی بود. هجده‌سالگی دوست داشتنی!
امروز که خبر را شنیدم، حس کردم چقدر تصاویر هجده‌سالگی آدم‌ها می‌تواند متناقض باشد... و دور از آن‌چه تصویر غالب است. هجده‌سالگی برای سینا، روز ورود به دنیای بزرگ‌سالان نیست، دری به روی او گشوده نخواهد شد.
هجده‌سالگی، ناقوس مرگ است و جرثقیل و طناب داری که منتظر است تا پسری را که تازه پانزده روز است طبق همه آن قوانین بین‌المللی و کنوانسیون های‌رنگارنگی که دولت‌های رنگارنگ کشورما امضا کرده‌اند، در موقع جرم کودکی محسوب می‌شده است و بس، مجازات کنند. زندگی را از او دریغ کنند و ما روز و شب بمباران رادیویی، تلویزیونی، روزنامه‌ای و ... شویم که فلسفه مجازات اصلاح است!
فرناز سيفی

بايگانی وبلاگ