شعر من در مدح هيچکس نيست
و نمیسُرايم تا بيگانهای بگريد.
میسرايم برای بخش کوچک
و دوردست سرزمينم
که ژرفايش را پايانی نيست.
شعر من آغاز و پايان همه چيز است
شعری سرشار از شجاعت
شعری هميشه زنده و پويا.
۱۳۸۷/۰۳/۱۷
۱۳۸۷/۰۳/۱۵
خيلی شخصی
روز ما با ورود اين «شکرِ سُرخ» و شيرين
و با نگاهی آبی به آينده، شروع شد.
۱۳۸۷/۰۳/۱۱
برای اولین بار در جهان عرب
یک زن یهودی سفیر بحرین در واشنگتن شد

امیر بحرین خانم هدی عذراء نونو را به عنوان نماینده بحرین در آمریکا تعیین کرده است. این اولین باری است که یک نماینده پارلمان یهودی نمایندگی یک کشور عربی را بر عهده میگیرد. در بحرین کمتر از 10 خانواده یهودی زندگی میکنند که در مجموع تعداد آنها به 50 تن میرسد. خانواده نونو، از جمله يکی از خانوادههای متنفذ بحرین است.
جمعیت بحرین حدود 500 هزار تن است. یهودیهای مقيم آنجا در قرن 19 از عراق و ایران به بحرین مهاجرت کردند. شمار آنها در قرن بیستم افزایش پیدا کرد ولی بعد از جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1948 بیشتر آنها بحرین را به مقصد اسرائیل، آمریکا و اروپا ترک کردند.
رسانهها این احتمال را مطرح کردهاند که انتصاب خانم نونو از سوی حاکم بحرین میتواند نشاندهنده تمایل او برای عادیسازی روابط بحرین با اسرائیل باشد.
منبع: العربية
۱۳۸۷/۰۳/۰۵
دو فرهنگ متفاوت
آيتاله منتظری:
"این فرقه [بهائيان] جزو کفار محسوب میشوند اما کافر حربی نیستند و کافر ذمی هم نیستند چون کتاب آسمانیشان نه تورات است، نه انجیل است و نه زبور اما (بهائیان) کافر معاهد [يعنی تحت حمايت] یا مستأمناند [يعنی تحت امنيت]، به این معنی که در امان و عهد حاکمیت اسلامیاند و مادامی که فعالیتی علیه حاکمیت اسلامی انجام ندهند از حقوق شهروندی برخوردارند چون به هر حال حق آب و گل دارند، مالیات میپردازند و غیره".
بانی دوگال، نماینده ارشد بهائیان در سازمان ملل:
"ما خوشحالیم که مقام روحانی بلندپایهای چون آیتالله منتظری به احترام به حقوق شهروندی بهائیان در ایران اشاره کرده است، بهائیان هیچ قانونی را زیر پا نگذاشته و هرگز علیه منافع ایران اقدامی نکردهاند، بنیانگذار [دين] ما ایرانی بود و آیین ما در ایران پایهگذاری شد، از همین رو، تمام بهائیان عاشق ایراناند و بهترین آروزها را برای ایران دارند".
منبع: سايت فارسی بیبیسی
"این فرقه [بهائيان] جزو کفار محسوب میشوند اما کافر حربی نیستند و کافر ذمی هم نیستند چون کتاب آسمانیشان نه تورات است، نه انجیل است و نه زبور اما (بهائیان) کافر معاهد [يعنی تحت حمايت] یا مستأمناند [يعنی تحت امنيت]، به این معنی که در امان و عهد حاکمیت اسلامیاند و مادامی که فعالیتی علیه حاکمیت اسلامی انجام ندهند از حقوق شهروندی برخوردارند چون به هر حال حق آب و گل دارند، مالیات میپردازند و غیره".
بانی دوگال، نماینده ارشد بهائیان در سازمان ملل:
"ما خوشحالیم که مقام روحانی بلندپایهای چون آیتالله منتظری به احترام به حقوق شهروندی بهائیان در ایران اشاره کرده است، بهائیان هیچ قانونی را زیر پا نگذاشته و هرگز علیه منافع ایران اقدامی نکردهاند، بنیانگذار [دين] ما ایرانی بود و آیین ما در ایران پایهگذاری شد، از همین رو، تمام بهائیان عاشق ایراناند و بهترین آروزها را برای ایران دارند".
منبع: سايت فارسی بیبیسی
۱۳۸۷/۰۳/۰۴
دام اصولگرايی
«ای كاش قالیباف در انتخابات رای آورده بود!»
این حكایت امروز اصلاحطلبان است. روزهایی كه میگذرد، «اصلاحطلبان»، در پی دغدغههایی جدیدند. این بار چون سالهای گذشته شاهد سخنان پرشور در باب دموكراسی و جامعه مدنی و ... نیستیم. نهال نوپای اصلاحات، بسیار زود خزانزده شده و اكنون سخنها در باب این است كه برای ریاست مجلس، حداد عادل ارجحتر است یا لاریجانی؟ و اصلاحطلبان اكنون به همین سهم دلخوشند كه نقشی هر چند ناچیز در به قدرت رسیدن گزینهای داشته باشند كه در تضاد -هر چند نه ماهوی كه فقط ظاهری- با قدرت فائقه قرار دارد. همان طور كه اصلاحطلبان شورای شهر نیز بعد از اینكه موفق شدند در ابتدای شورای سوم، سهمی در به قدرت رسیدن قالیباف به كرسی شهرداری تهران داشته باشند. اما آیا اكنون این شادیها برای به قدرت رسیدن قالیباف و شاید لاریجانی میتواند تبدیل به دلخوشی برای اصلاحطلبان باشد؟
در روزهای انتخابات رياست جمهوری نُهم، سخنان زیادی درباره نقش قالیباف در دستگیری وبلاگنویسان، نامه فرماندهان ارشد نظامی به خاتمی و. . . در محافل و روزنامههای اصلاحطلب نقش بسته بود. قالیباف برای ما -منظور از ما طرفداران و دلدادگان اصلاحات است- مظهری بود از محافظهكارانی كه هشتسال بر طبل مخالفت با اصلاحات كوبیده بودند و نگران بودیم كه نكند با به قدرت رسیدن قالیباف همه آنچه در هشت سال رشته شده، ناگهان پنبه شود. اما چندی نگذشت كه با آغاز به كار شورای سوم و اختلافی كه در میان اصولگرایان افتاد، او را از مصادیق اصولگرایانی دانستند كه به اصلاحطلبان نزدیكتر است. اینكه چرا و چگونه و چطور این اتفاق افتاد، مهم نیست، مهم تحولی بود كه به خواست دوستان اتفاق افتاد و آقای قالیباف از مظاهر اعتدال و عقلگرایی و تخصصگرایی در میان اصولگرایان دانسته شد.
آرش بهمنی و ادامه مطلب
این حكایت امروز اصلاحطلبان است. روزهایی كه میگذرد، «اصلاحطلبان»، در پی دغدغههایی جدیدند. این بار چون سالهای گذشته شاهد سخنان پرشور در باب دموكراسی و جامعه مدنی و ... نیستیم. نهال نوپای اصلاحات، بسیار زود خزانزده شده و اكنون سخنها در باب این است كه برای ریاست مجلس، حداد عادل ارجحتر است یا لاریجانی؟ و اصلاحطلبان اكنون به همین سهم دلخوشند كه نقشی هر چند ناچیز در به قدرت رسیدن گزینهای داشته باشند كه در تضاد -هر چند نه ماهوی كه فقط ظاهری- با قدرت فائقه قرار دارد. همان طور كه اصلاحطلبان شورای شهر نیز بعد از اینكه موفق شدند در ابتدای شورای سوم، سهمی در به قدرت رسیدن قالیباف به كرسی شهرداری تهران داشته باشند. اما آیا اكنون این شادیها برای به قدرت رسیدن قالیباف و شاید لاریجانی میتواند تبدیل به دلخوشی برای اصلاحطلبان باشد؟
در روزهای انتخابات رياست جمهوری نُهم، سخنان زیادی درباره نقش قالیباف در دستگیری وبلاگنویسان، نامه فرماندهان ارشد نظامی به خاتمی و. . . در محافل و روزنامههای اصلاحطلب نقش بسته بود. قالیباف برای ما -منظور از ما طرفداران و دلدادگان اصلاحات است- مظهری بود از محافظهكارانی كه هشتسال بر طبل مخالفت با اصلاحات كوبیده بودند و نگران بودیم كه نكند با به قدرت رسیدن قالیباف همه آنچه در هشت سال رشته شده، ناگهان پنبه شود. اما چندی نگذشت كه با آغاز به كار شورای سوم و اختلافی كه در میان اصولگرایان افتاد، او را از مصادیق اصولگرایانی دانستند كه به اصلاحطلبان نزدیكتر است. اینكه چرا و چگونه و چطور این اتفاق افتاد، مهم نیست، مهم تحولی بود كه به خواست دوستان اتفاق افتاد و آقای قالیباف از مظاهر اعتدال و عقلگرایی و تخصصگرایی در میان اصولگرایان دانسته شد.
آرش بهمنی و ادامه مطلب
۱۳۸۷/۰۳/۰۲
شب جمعه و دوم خُرداد
شب جـمعه مـن بـدون ريا
پختم از بهر مردگان حلوا
نيمه شب، وقتی که خوابيدم
خواب هرگز نديدهای ديدم
خواب ديدم که ناگهان پدرم
زنده گشت و مشت زد بسرم
گفتم آخر پدر گناهم چيست؟
گو تو برمن که اشتباهم چيست؟
گفت: حلوای تو عليلم کرد
خوار و پژمرده و ذليلم کرد
جنگ اينجا بر سر حلواست
آن قرائت که پختهای دعواست
طعم اصلاح و مايه رانتی بود
بوی آن روح مردگان فرسود
ای پسر بعد اين مکن خيرات
کار اصلاح تو، نيست راه نجات!
پختم از بهر مردگان حلوا
نيمه شب، وقتی که خوابيدم
خواب هرگز نديدهای ديدم
خواب ديدم که ناگهان پدرم
زنده گشت و مشت زد بسرم
گفتم آخر پدر گناهم چيست؟
گو تو برمن که اشتباهم چيست؟
گفت: حلوای تو عليلم کرد
خوار و پژمرده و ذليلم کرد
جنگ اينجا بر سر حلواست
آن قرائت که پختهای دعواست
طعم اصلاح و مايه رانتی بود
بوی آن روح مردگان فرسود
ای پسر بعد اين مکن خيرات
کار اصلاح تو، نيست راه نجات!
اشتراک در:
پستها (Atom)