۱۳۸۶/۱۱/۱۵

سخن روز ـ5

سايت نوروز:
مصطفی پورمحمدی وزیر كشور، رسما اعلام كرده كه تعداد 35 میليون تعرفه اخذ رأی برای چاپ پیش‌بینی شده است، عليرضا افشار رئیس ستاد انتخابات كشور روز یكشنبه این رقم را 55 میلیون تعرفه عنوان كرد. بالاخره تعداد تعرفه‌های رأی چقدر است؟

حاشيه‌نويس: عجب سئوال بی‌خودی؟
از زمانِ خبرگان در دور اوّل تا الان
سنت اين شد رأی‌ها باشند کلان

زهرا شجاعی:
اصلاح‌طلبان تنها در انتخابات رقابتی، آزاد و سالم شركت می‌كنند.

حاشيه‌نويس:
گُل به جمالت آبجی؛ ای اولين مشارکتی شجاع!

سرلشکر فيروزآبادی:
احمدی‌نژاد الگوی مسئولين نظام است.

حاشيه‌نشين:
و همينطور فرزند خلف نظام!

صفدر حسينی:
اصلاح‌طلبان تنها در 90 حوزه امکان رقابت دارند.

حاشيه‌نويس:
از اين بهتر؟ 90 که عدد مطلوب‌شان است. آن‌هايی که در زندگی سياسی خود نشان داده‌اند تنها در دقيقه 90 مشورت می‌کنند؛ در دقيقه 90 تصميم می‌گيرند؛ يا در دقيقه 90 تغيير مواضع می‌دهند؛ بايد خيلی هم شاکر باشند.

۱۳۸۶/۱۱/۱۴

سخن روز ـ4

حجاريان:
در ايران، گمان می‌کنم که ما راه درازتری در پيش داريم تا به حداقل‌هايی از دموکراسی مطلوب برسيم.

حاشيه‌نويس:
اگر تفکر تئوريسين‌ها، مديران، کارگزارن، رهبران‌ نسل آينده، مشابه تفکر گردانندگان کنونی امور کشوری باشند؛ شايد به‌اندازه سه‌هزار سال!

علوی‌تبار:
انقلاب وقتی رُخ داد که امکان اصلاح رد شد.

حاشيه‌نويس:
عکس قضيه نيز صادق است: اصلاحات [در سال 76] زمانی در ايران طرح گرديد که انقلاب امام، با بن‌بست روبه‌رو شد!

علی‌رضا رجايی:
زمان پايان منازعات همه جانبه [در ايران]، وقتي خواهد بود که دو ساحت «جمهوری» و «اسلامی» به وحدت و اتحاد ارگانيک دست يابند و در يک گذار ديالکتيکی تبديل به يک ساحت واحد شوند.

حاشيه‌نويس:
عجب فکر بکری! اين «ساخت واحد» يعنی جمهوری اسهالی. الان فهميدم چرا جوانان تعدادی از اصلاح‌طلبان را «اسهال‌طلبان» خطاب می‌کنند!

محمدجواد غلام‌رضاکاشی:
انقلاب اسلامی يک محصول حاشيه‌يی بود که کمترين تاثير را از متن دنيای مدرن کسب کرده بود.

حاشيه‌نويس:
عين نام جنابعالی! به‌همين دليل در تداوم خود ... به همت امثال شما، اصالت خويش را در تبديل ايران به حاشيه‌ی جهانی، هم‌چنان حفظ کرده‌است.

۱۳۸۶/۱۱/۱۳

سخن روز ـ3

نوه امام:
اکنون شرايط به گونه‌يی است که اسلحه‌ها به سمت نيروهای خودی نشانه رفته است.

حاشيه‌نويس:
تا چند سال ديگر می‌فهمی که نيش عقرب، نه از ره کين است، بل‌که مقتضای طبيعت‌اش اين است!

خاتمی:
حضوری که هيچ نامزدی نداشته باشيم بی‌معناست!

حاشيه‌نويس:
در انتخابات پيشين، وقتی گروهی از مردم ايران حرف امروز خاتمی را می‌زدند؛ انواع برچسب‌ها را به برپيشانی‌شان می‌چسباندند. اما، حالا زمانه برگشت و به خاتمی بايد گفت: برادر حق با شماست!

محمدرضا تاجيک:
عده‌ای هر روز و هر لحظه دامن مهرورزي و عدالت‌شان کوتاه و کوتاه‌تر مي شود

حاشيه‌نويس:
برادر! دامن کوتاه، خودش نشانه‌ی مهرورزی است.

محمد ابطحی:
اکثريت قاطع مجلس آينده انتخاب شد.

حاشيه‌نويس:
اگر چنين است، پس چرا مردم را به شرکت در انتخابات تشويق می‌کنی؟

۱۳۸۶/۱۱/۰۸

تولدی تازه

روز گذشت «حزب چپ»، برای اولين بار در انتخابات دو استان نيدرزاکسن (با کسب 1/7 درصد آراء) و استان هسن (با کسب 1/5 درصد آراء) وارد پارلمان ايالتی شده است. آرای چپ در استان هسن، نه تنها معادله‌های ائتلاف سنتی را در آن ايالت کاملا برهم زد، بل‌که اين تولد تازه، مصادف شد با سقوط يکی از مُهره‌های اولترا راست در آن استان. به‌همين دليل و با توجه به بعضی برآوردها که در استان‌های ديگر نيز حزب چپ وارد پارلمان خواهد شد، گروهی از صاحب‌نظران سياسی پيش‌بينی می‌کنند که از اين پس، رقابت‌های سياسی در آلمان، وارد فاز جديد پنج حزبی خواهد شد.

سخن روز ـ 2

معصومه ابتکار:
به کجا می‌رويم؟!

حاشيه‌نويس: به همان‌جايی که از ابتدا تصميم گرفته بوديد برويد!

سايت نوروز:
مرتضی حاجی در وقت اضافی رد صلاحيت شد!

حاشيه‌نويس:
اگر اصلاح‌طلبان هشت سال وقت‌کُشی نمی‌کردند، بازی به وقت اضافی کشيده نمی‌شد. آن‌چه که عوض دارد گله ندارد!

سعيد شريعتی:
غازيان بر مسند قاضيان نشسته و سرنوشت ملت را به سخره گرفته‌اند.

حاشيه‌نويس:ما نفهميديم واله منظور از غازيان، معرکه‌گيران هستند يا جهادگران. ظاهرا به‌جز اين دو، ما نيروی سومی را در قدرت سراغ نداريم.

۱۳۸۶/۱۱/۰۷

سوگ‌نامه

«صلاحيت من و تو!»، شايد يکی از زيباترين و در عين حال رندانه‌ترين سوگ‌نامه‌ای است که در چند سال اخير نوشته شده است.
نوشته زيباست از اين منظر که با اتکا به روانشناسی عمومی و بهره‌گيری از يک‌سری واژه‌های متداول در جامعه، محروميت‌های سی ساله مردم را خلاصه می‌کند به اوضاع روز و مهم‌تر، به مقوله رد صلاحيت اصلاح‌طلبان. رندانه است به اين دليل که مشکلات کنونی را، نه به دليل ماهيت نظام دينی‌ـ‌سياسی، بل بخاطر حضور امثال جنتی‌ها و مصباح‌ها در قدرت می‌داند.سوگ‌نامه اخير نيز نوعی ابله فريبی است و دست‌کمی از نامه حداد عادل به رهبری ندارد. نمی‌دانم چرا با خواندن اين سوگ‌نامه به ياد حرف‌های شيخ روضه‌خوان آقای کروبی در مجلس ششم افتادم: «آقای شيرزاد! نذار دهان ما باز بشه و هرچه می‌دانيم بريزيم بيرون!».

بايگانی وبلاگ